دو روز پيش به صورت اتفاقي برنامه هفت رو تماشا ميكردم كه برادرِ ارزشي!! جناب آقاي فراصتي مشغول نقد ِ فيلم من سالوادور نيستم بودند....

اما بحث وقتي جالب شد كه ايشون به نقدِ دلايل موفقيت فيلم پرداختند! كه اين دلايل عبارت بودند از : تبليغ در شبكه جـــــــــــــِــم ، بازي رضا عطاران و مهم تر از همه تشنگي جامعه و نياز اون به خنده و شادي گروهي و جنبه اجتماعي اين مقوله، كه جاي خالي اون در جامعه به شدت احساس ميشه و خلاء اين موضوع باعث استقبال بي نظير از اين فيلم شده است!

از نقش آفريني رضا عطاران كه بگذريم ميرسيم به تبليغ در شبكه جــــــــــم و تاثير اون بر ميزان فروش اين فيلم، كه نشان از ميزان نفوذ مـــــاهـــواره و اثرگذاري اون بر افكار عمومي و به حاشيه رونده شدن صدا و سيماي مــــيلي داره! (البته خودكرده را تدبير نيست و وقتي ميلي باشي بلاخره گزينه هاي جايگرين راه خودشون رو پيدا ميكنن)

و اما جاي خالي شادي در جامعه.....

اينجاست كه شاعر ميفرمايد:

تو كز شادي ديگران در غمي   «نشايد كه نامت نهند آدمي»

تو كز شادي ديگران در غمي   چه شادو چه ناشاد ، درغمي!

تو كز شادي ديگران در غمي   سر آخر، بيخ و بنياد در همي!!

 

شاد باشيد وديگران رو شاد كنيد

 

 

منبع : شيپور آبادتو گزشادي ديگران در غمي،،، نشايد كه نامت نهند آدمي!
برچسب ها : شادي ,ديگران ,غمي   ,فيلم ,جامعه ,شادي ديگران ,نامت نهند